زیبایی یا جذابیت جنسی؟

اشاره: مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های بینندگان الف است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. بینندگان الف می توانند با ارسال یادداشت خود، مطلب ذیل را تایید یا نقد کنند.
در نوشته پیشین که با عنوان دلیل شیوع زیاد عمل جراحی بینی در ایرانیان در الف کار شد به این موضوع اشاره کردیم که مقداری از تشخیص زیبایی در انسانها برآمده از جامعه ایست که در آن زندگی می کنند و در جهان جدید با توجه به سیطره سیاسی اقتصادی و فرهنگی غرب ، اوست که با انجام تبلیغات و نفوذ رسانه ای اش ملاک های زیبایی را تا حد زیادی در جوامع در حال توسعه تعریف کرده و تغییر داده است . در جهان جدید بازیگران و و خوانندگان غربی را هم آگاهانه و هم نا خود اگاه تبدیل به معیار ها و نمادهای زیبایی کرده است و انجام اعمال جراحی از سوی خود این سمبلها و تفاوتهای بنیادین آنها با چهره ایرانیان باعث افزایش گرایش برای اعمال جراحی زیبایی شده است اما اجازه بدهید بحث را عمیق تر کنیم و مقداری در باره الگوهایی که برای زیبایی در غرب به جامعه خودشان و جامعه ما تحمیل می شود بیاندیشیم .

در واقع برای روشن شدن بیشتر موضوع باید دو مقوله را از هم باز شناسیم یک : زیبایی و دو : جذابیت جنسی .

بر خلاف آنچه در ابتدا به نظر می آید زیبایی و جذابیت جنسی نه تنها تعریفی مشابه ندارند بلکه معیار ها و ملاکهای هر یک متفاوت می باشد . این موضوع در مورد مسائل جدا از غرایز جنسی که کاملا واضح و روشن است اما با کمی دقت در مورد زیبایی و جذابیت جنسی در جنس مخالف در میان انسانها نیز می توان تفکیک قائل شد . به معنای اینکه برای هر مرد یا زنی زیبایی طرف مقابل الزاما به معنای جذابیت جنسی او نیست و جذاب بودن جنسی به معنای زیبایی و ملاکهای جذابیت جنسی و زیبایی نه تنها در اندام ، رفتار و منش فرد متفاوت است بلکه حتی در اجزاء صورت نیز با هم فرق می کند . ممکن است یک زن زیبا باشد اما جذاب جنسی نباشد . برای مشخص شدن بیشتر این موضوع می توان از نقاشی مثال آورد در بسیاری از نقاشی هایی که در غرب با موضوع تمثال حضرت مریم (س) کشیده شده اند آگاهانه یا نا خودآگاه نقاش چهره زیبایی از حضرت مریم ترسیم کرده است اما این چهره خالی از جذابیت جنسی می باشد .

اما برگردیم به ملاکهای ترویج شده زیبایی از سمت غرب . در جامعه جدید در رسانه و خصوصا سینما زنی که که به عنوان سمبل یا نماد زیبایی معرفی می شود هم در رفتار وهم در پوشش هم در اندام و جزاء صورت دارای جذابیت طبیعی یا مصنوعی جنسی است . یا خود شخص به صورت خدادادی دارای آن ویژگیها بوده و یا با انواع اعمال جراحی از تغییرفک کشیدن چشم و پوست و بر
آمده کردن گونه و لب و تغییر بینی و …. که گاها انسان از گفتن آنها شرم دارد و آنجام ارایش با انواع کرم و لوازم آرایش خود را به یک جذاب جنسی تبدیل کرده است و این باعث شده است که ملاکهای تشخیص زیبایی مخاطب که مقداری زیادی از آنها نا آگاهانه هستند تغییر کرده است و از ملاکهایی زیبایی تغییر سمت داده و به سمت جذابیت جنسی حرکت کرده است . به بیان ساده زیبایی با جذابیت جنسی در جهان مدرن بر اثر رسانه و تبلیغات به شدت با هم در آمیخته اند و زن و مرد تلاش می کنند با انجام اعمال جراحی و یا انواع آرایش خود و انجام انواع ورزشهای پروش اندام خود را با آن ملاکها که در ضمیر نا خودآگاهشان جای گرفته است هماهنگ سازند. و اساسا آرایش با های لایت کردن برجستگیها و رنگهای صورت و.. خود هماهنگی زیادی با جذابیت جنسی دارد .یعنی یک زن با انجام آرایش زیبایی خود را به سمت جذابیت سوق می دهد. بگذریم از اینکه اساسا قابل باور نیست در جامعه سرمایه داری سوداگر غرب این حرکت به صورت نا خوداگاه باشد و سود شرکتهای چند ملیتی لوازم آرایش و پزشکی درآن هیچ دخلاتی نداشته باشد .

قطعا این موضوع اثرات بسیار عمیقی بر جامعه و فرد دارد که در یک نوشته کوتاه چند صفحه ای نمی گنجد اما برای مثال به یک مورد اشاره می کنیم.

در نگاه دینی ما جذابیت جنسی ( هم برای زن و هم برای مرد ) تا حد زیادی تنها در خلوت برای همسر بود یعنی با توجه به تحریم ها مانند انجام آرایش ، حرکت و حتی حرف زدن جلب توجه کننده حوزه ارائه جذابیت جنسی از سوی زن و مرد محدود می شد به روابط زن و شوهر . یعنی در چنان جامعه ای به بیان ساده مرد و زن در جامعه با توجه به نبودن رفتارهای جذاب جنسی در منزل همسری داشت که چیزی فراتر از آنچه در جامعه وجود داشت می توانست عرضه کند و بالاتر از نیاز ایجاد شده را بر آورده نماید اما در جامعه جدید اوضاع بر عکس شده است فرد در بسیاری موارد در خارج از منزل با آرایش و آراسته حاضر می شود و در خانه بر عکس خسته و بی حوصله و بدون جذابیت . حال نیازی که بر اثر جاذبه های مختلف در جامعه و فضای رسانه در افراد ایجاد می شود و کمتر از آن را در همسرش می یابد و خانواده از یکی از کارکردهای خود که برآوردن نیاز های جنسی همسران است عقب نشینی می کند و این موضوع و موضوعات وابسته پیرامونی قطعا می تواند به افزایش جدایی ها و از همپاشیدن نهاد خانواده در جامعه بپردازد

در پایان این دو نوشته به این مورد اشاره می کنم که اگر ما خواهان افزایش آرامش روانی در جامعه هستیم باید حتی مدل بومی خود را از زیبایی شناسایی کرده و در رسانه معرفی کنیم باید بدانیم که هیچ دلیلی وجود ندارد که زیبایی را برای ما رسانه و تبلیغات غربی مشخص کند یا زیبایی در ذهن یک ایرانی که قرنها چه پیش از اسلام و چه بعد از اسلام با حیا و عفت و غیرت زندگی کرده است مخلوط و ممزوج شود با ارائه خود و تهییج جنس مخالف . باید دختر و پسر ایرانی به داشتن چهره ای ایرانی افتخار کند و لازم نبیند که با آرایش و عمل جراحی و لنز و روشن کردن پوست خود را به یک آمریکایی یا اروپایی تبدیل کند باید یک زن به زیبایی مادرانه خود ببالد تا خود را شبیه زنان خیابانی نکند.